-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی -
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل -
سایت مقام معظم رهبری -
سایت آیت الله مکارم شیرازی -
سایت آیت الله نوری همدانی -
سایت آیت الله فاضل لنکرانی -
سایت آیت الله سیستانی
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
تو آن عاشقترین مردی که در تاریخ میگویند تو آن انسانِ نایابی که با فانوس میجویند تمام باغها در فصل لبهای تو میخندند تمام ابرها در شطّ چـشمان تو میمویند به شوق سجدهات هفتآسمان خم میشود بر خاک به نام نامیات خورشیدها از خاک میرویند قناریهای عاشق از گلوگاه تو میخوانند و قمریهای سالک کو به کو راه تو میپویند تمام موجها در حلـقۀ یاد تو میچـرخند تـمام بـادها نام تو را سرگـرم هوهـویند تو تمـثـال تمام عـطرهای بیریـا هستی که تصویر تو را عشاق در آئینه میجویند تو آن ذکر جلی هستی، که دلها از سرِ مستی به لحنی ارغوانی با زبانی سرخ میگویند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
پرچـمت را هر کجا دیدم دویدم یا حسین زیر این پرچم همیشه خیر دیدم یا حسین من زمینگـیرم ولی تو دستگـیرم بودهای غیر خوبی از شما چیزی ندیدم یا حسین هر کسی که ذکرتان را گفت، آقای من است از کسی که دور بود از تو بُریدم یا حسین کودکیام خوب یادم هست که بارِ نخست از لب بـابای خود نامت شـنـیدم یا حسین خاطرات کربلا هر لحظه همراه من است یاد لحـظه لحـظهاش آهی کشیدم یا حسین یاد باد آن روزگاری که میان صحـنتـان چون کبوتر دور گنبد میپـریدم یا حسین بهترین ایام عـمرم در حرم بود و گذشت حال، اما از فـراقـش من خمیدم یا حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
ماندهام از کـربلا مهجور؛ أبکی لِلحسین باز هم در هالهای از نور؛ أبکی لِلحسین بیقـرارم! بیـنـِـمان افـتاده خـیلی فـاصله هستم از ششگوشه خیلی دور؛ أبکی لِلحسین هست این غم تا قیامت بهترین آرامبخش میشوم در روضهها مسرور؛ أبکی لِلحسین کنجِ هیئت سر به زانو میگذارم؛ سالهاست میشوم از هر کسی رنجور؛ أبکی لِلحسین از گـناهـانم خجالـت میکشم! بسکه شدم بینِ خـوبان وصلهٔ ناجور؛ أبکی لِلحسین اجر من باشد رضایتمندیاش! تا که شوَم با دعـای مـادرش مأجور؛ أبکی لِلحسین رویِ منـبـر بـارها عـلّامـهٔ بحـرالعـلـوم گفت از گهواره تا به گور؛ أبکی لِلحسین سالها خونِ گریه کرد از غربتش سنگِ عقیق گفت در آغوش کوهِ طور؛ أبکی لِلحسین اشکِ غرقِ معرفت؛ رزقِ "شهادت" میدهد هر شبِ جمعه به این منظور؛ أبکی لِلحسین جایِ جان دادن برایش روضهخوانی میکنم بیشتر از این نشد مقـدور؛ أبکی لِلحسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
به حسرتی که در آن اشتیاق شیرین است قسم که دیدن رویش همیشه تسکین است نـشان به زمـزمـۀ نـام او ز صبـح ازل غمش دلیل هـمان گـریۀ نخـستـین است دم شـنـیـدن نـامش شـود نگـاهـم خـیـس میان گوش و دو چشمم قرار بر این است سلام بـوده که کـوتـاه کـرده فـاصـله را خوشم که فـاصلۀ بین ما دروغین است گـران خـریده دلـم را، خودم که میدانم همیشه قـیمت جـنس خـراب پائین است قـسم به روزنههای عـمیـق زخـم فـراق قسم به نور که تاوان عشق سنگین است تـپـیده نبـض دوعـالم به عشقِ لبخـندش جهان بدون نگاهش همیشه غمگین است کسی که دستِ کریمش به کم نرفته و هم بساط سفرۀ مهرش وسیع و رنگین است عجـیب نیست حـسـیـنی شـوند، کافـرها که این علاقه فراتر ز دین و آئین است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
هر جـا در انـتخـاب مسـیر اشتـباه شد در راهِ روضۀ تو دلـم سـر به راه شد دیگر زمین نخوردم از آن روز، که مرا دیـوار تکـیـههای غـمت تکـیهگـاه شد هر جا فـرار کـردم از آوار روزگـار سـقـف بـلـنـد هـیـأت تو سـرپـنـاه شـد با روضۀ تو از جگـرم آب میکـشـید وقتی که چـشـمهای تـرم دَلـوِ چاه شد اوج غرورِ من همه جا مثل کـوه بود اما به وقـت نـوکـریات مثـل کـاه شد چشمی که گریه کرده همیشه برای تو شرمـندهام ببخش؛ که کارش گـناه شد لـطـف تو نـامـۀ عـمـلم را سـپـید کرد شـرمـنـدهام که بـاز دوبـاره سـیـاه شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
سلام میدهم از دور بر تو و حـرمت سـلام من به بـلـنـدای بیـرق و عـلمت ســرودهانــد فــراوان بــرای تــو امّــا هنوز نقش کـتـیبهست شعر محـتشمت اگر که سر به هـوا هـستم و پـریـشانم زمین زدم دل خود را به احترام غمت گـدایـیِ در این خـانه سـربـلـنـدم کـرد مرا جدا نکـن از خـیمههای محـترمت چگونه نام تو را هر نفـس صدا نکنم؟ که شاملـم شده یک عـمر دائماً کرمت زمان مرگ به راهـت دخـیل میبـندم بیـا که سر بگـذارم به محـضر قـدمت
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
حیات آببـقا جز غـم تو نیست، حسین نمیرد آنکه دلش با غم تو زیست، حسین صفای عمر ابد یافت هر که در غم تو به قدر یک مژه بر هم زدن گریست، حسین به روز حشر که محشر کند شفاعت تو کسی که سایهنشین تو نیست، کیست؟ حسین جهـنم است بهـشتی که خالی از تو بُوَد بهشت بی گل رویت بهشت نیست، حسین توئی که آیت حُرّیت از رخت پـیداست خوشا کسی که چو حُر بر تو بنگریست، حسین گدای راه تو هر کس که گـشت آقـا شد که گرد خاک رهت تاج سروریست، حسین نشسته بر سر راه تو «رستگار» مدام به دستگیری او لحظهای بایست، حسین
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
شـب زیـارتی است و حـرم صـفا دارد دلــم هــوای سـحــرهـای کــربـلا دارد فـدای معـرفـتت، در بهـشت روضۀ تو هــنــوز لات مـحـلــه بُــرو بــیــا دارد به حشر، روزی حُبّت به پاست در قلبش هر آن که خیمۀ این روضه را به پا دارد حسین... زنـدگی من، حسین... یار دلم کجـا بـدون تو این زنـدگی بـهـا دارد؟! بگو به مادرت این سینهزن، زمین خورده بـگـو حـسـاب مـرا از هـمـه سـوا دارد به گـونهام نـم اشکی چکـید و این گریه هر آن چه سِر نهـان است، برمـلا دارد هــزار بـار بـمـیـرم بـه شـوق دیـدارت دوبـاره زنـده شـوم از نو، باز جا دارد اگرچه میل دل نوکـران زیارت توست دلـت تــمــایـلِ دیــدار مــجــتــبـی دارد به جز حرارت جاوید ماتـمت، هر غـم زوال دارد و تــاریــخ انــقـــضــا دارد بهای گریه برایت ز بس گرانقدر است حـبـیب، آرزوی گـریـه بـر تو را دارد عجیب نیست، شب جـمعه، دل پریشانم کـنــار قــتـلـگـهت، مــادرت نــوا دارد هزار و نهصد و پنجاه ضربه یعنی چه؟! نـظـاره بـر بـدنت بِـنت مـرتـضی دارد تن به روی زمین مانده، دیدنش سخت است سر به نیزه، خودش روضهای جدا دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات شب جمعه ای با سیدالشهدا علیهالسلام
دلـتـنگ آن حـرم شـدهام باز، ای امـام! ای مصحف ورق ورق عشق! السلام! لبـریـز اشک، دیـدۀ هـفـت آسـمان بُوَد شبهای جمعه مادر او روضهخوان بُوَد ای شعر! رو به محفل ما کن ز غم بخوان مداح را بگو، که کمی محـتـشم بخوان جـان حـسـین آمـده بر لب، شـروع کن از روضههای حضرت زینب شروع کن آن لحظهای که آتش غـم بر جگـر نهاد آن لحظهای که دست خودش را به سر نهاد (پس با زبان پُر گـله آن بضعة البتـول رو بر مدیـنه کرد که: یا ایها الرّسول! این کشتۀ فتاده به هامون، حسین توست وین صید دست و پا زده در خون، حسین توست)
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام و حمایت از مردم مظلوم غزه
بدا به آیـنـهای که دچار خـودبـیـنیست دل از نگاه تو افتد، شکست تضمینیست فقط به گریه سبک میشود دلم، در این زمانهای که لبالب سکوت و سنگینیست غمت اصیلترین راه روشن است حسین! جز این چراغِ کهن، هرچه هست تزئینیست تو آن روایت فـتـحی که دم زدن از تو به دوش جان به کفی چند مثل آوینیست چقدر ریخته خون، شمرِ این زمانۀ دون شمار آنهمه کـشته هـنوز تـخـمیـنیست کدام نعـشِ گران؟ این بلند پرچم توست که روی شانۀ لبـنانی و فـلـسطـینیست کدام قول و غزل؟ این نوشتن از مظلوم برای شاعـر تو یک فـریضۀ دیـنیست شکوه نام رسای تو ای حـمـاسۀ سـرخ خـلاصـۀ هـمـۀ شـعـرهـای آئـیـنـیست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
نباشد غیر داغ تو، به دل شایسته ماتم را به شادی دو عالم هم نباید داد این غم را تویی آن اسم اعظم که حوائج مستجاب از اوست خدا از برکت نام تو بخـشیدهست آدم را تمام اغنیا هم ریزهخوار سفرهات هستند که دیدم در صف نذریبگیران تو، حاتم را به زیر سایۀ نام تو روشن شد مسـیر ما خدا هرگز نگیرد از سر ما، لطف پرچم را بخار رحمت از چایی بزمت جلوهگر باشد به رشک آورده چایِ روضۀ تو، چاهِ زمزم را "حسین و یا حسین و یاحسین و یاحسین" آری برای عاشقان عشق است از عالم همین دم را چنان که باید و شاید نکردم گریه بر داغت به غفلت دادم از کف دامن ماه محرم را به تیر و نیزه و شمشیر و سنگ آن قوم شیطانی چرا کـشتند اینگونه ولی الله اعـظم را؟! تداعی شد تمام روضهها در پیش چشمانش به دست دشمنان تا دختر تو دید خاتم را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مناجات پایان ماه محرمی و مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
یک ماه میشود که ز جان گریه کردهام با روضههای مرثیهخوان گریه کردهام یک ماه میشود که به لبهای تشنهات نـزدیـک آبهـای روان گـریـه کـردهام یک ماه میشود که ز غمهای خواهرت هـمنـالـه بـا امـام زمـان گـریـه کـردهام گاهی در اول سلام زیارت، دم غروب در حـسـرت زیـارتـتـان گـریـه کـردهام گـاهـی بـیـاد خــیـمـۀ آتـش گـرفـتــهات گـاهی بـرای دخـتـرتـان گـریه کـردهام گاهی میان واحد و سنگین و شور و دم دست خودم نبوده، سینهزنان گریه کردهام اشکی نمـانـد، از غـم بر نیـزه رفـتـنت بر ماجرای تـیر و کـمـان گریه کردهام اصلا عجیب بود حال و هوای محرمام کـلـی بـرای غـربـتـتـان گـریـه کـردهام آمد نشست، دست به روی سرش گذاشت هر تکه را که دید روی پیکرش گذاشت از یک طرف کمی گل ریحانه جمع کرد از یک طرف کمی پر پروانه جمع کرد یک، نه، دو، نه؛ چقدر شبش پر ستاره بود یک جسم خسته بود ولی پاره پاره بود خون میجهید و تاب و توانش نمانده بود جـان در تن امـام زمـانـش نـمـانـده بود انگـشـتـرت کجـاست؟! بمـیرم برای تو آب آورت کجـاست؟! بـمـیـرم برای تو وقت اذان شده است بگو اکبرم کجاست؟ پـیـراهـن سـفـارشی مـادرم کـجـاسـت؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با سیدالشهدا علیهالسلام
دم زدم از تو که عاشق شدنم مغتنم است ذکر زیـبـای تو انگـیـزۀ هر بازدم است جوهر عـشق تو باعث شده تا خلق شوم عـاشـقـی شـیـوۀ رنـدانـۀ اهـل قـلـم است مـنـقـلـب شـد دلـم از رفــتـنــم و آمــدنـم بهترین لحظۀ عمرم دو دلی در حرم است رود میخواست زلالم بکند گفت: حسین هرچه در روضۀ تو گریه کنم باز کم است وقتی انگـشـتـر خود را به گدا داد عـلی روضه را برد به گودال که حرف از کرم است مُـقـبـل از راه میآید بـشود گـریـهکـنـت آنکه شد تعزیهخوانِ غمِ تو محتشم است روضه از عـلـقـمه آغـاز شده، آل یهود! چند قرن است علمدار به دوشش علم است هـرکه بـا آل یـهـود اسـت بـدانـد شـیـعـه با رجزهای حسین بن علی همقسم است گفت: جمهوری اسلامی ایران حرم است با شهیدانِ وطن بیعتمان یک قدم است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مرثیۀ حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
فـرقی ندارد كه جـهـنـم یا بهـشت است هرجا كه میگویم حسین، آنجا بهشت است هر روز از این روضه به آن روضه دویده حق دارد آنكه گفته این دنیا بهشت است چـشمی كه از داغـت نـمیبـارد جـهـنـم چشمی كه از داغت شود دریا بهشت است ششگوشه را از ششجهت دیدیم و گفتیم از هر جهت این كعبۀ زیبا بهشت است بــالا و پـــائــیــنـی نــدارد خــانــۀ تــو بالای سر فردوس و پائین پا بهشت است با جبر، ما را عـاشق خود كن كه فـردا در اخـتیار حضرت زهـرا بهشت است گفتند زهـرا زائر شبهای جـمعه است گـفـتـیم زیر پـای مـادرهـا بهـشت است خیمه به خیمه سوخت دست و پای طفلان در آتشی كه شعـلههایش تا بهشت است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
تا دم مرگ تو را مرثیهخوان خواهم ماند نوکرت بوده و هستم و همان خواهم ماند مثل فطرس همۀ عمر به چشمان پُر اشک صبح و شب رو به حرم نامهرسان خواهم ماند زیر باران غمت دل به جنون خواهم زد مثل یک موج در اوج هیجان خواهم ماند حسرت هیچ کسم نیست در این تنهـایی عـبد آقـای جـوانـان جـنـان خـواهـم ماند تن به مـرداب جـهـالـت ندهـم با مهـرت گرچه یک قطره ولی در جریان خواهم ماند هر کسی در گذر عمر عوض خواهد شد من که در قاطبۀ گـریهکـنان خواهم ماند رشک من عاقبت کار زهـیر است فقـط سائل عـاقـبـت خـیـریتـان خـواهم مـاند پنجه در زلف ضریحت نکشیدم چندیست باز در حسرت آن کعبۀ جان خواهم ماند؟ مـثـل بـیتـابـی فـرزنـد بـه آغـوش پـدر از حرم دورم و در آه و فغان خواهم ماند
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
ما به دربار تو ای دوست ارادت داریم بـه گـدایـی در خــانـهات عــادت داریـم اینکه ما گـریهکـن بـزم عـزای تو شدیم لطف زهراست که اینگونه سعادت داریم عشق ما بر تو و بابای تو امروزی نیست این متاعیست که از روز ولادت داریم بهـتـر از بـاغ بهـشـتست خـدا میداند هر کجا بزم عـزایی که به یـادت داریم قـبلۀ ما حـرم و ذکـر تـمام است حـسین روز و شب تکیه بر این ذکر و عبادت داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
اشکِ ما پـاره دلی بود که آبش کردیم چـشمِ ما خـانۀ مـا بود خـرابـش کردیم تکهای سنگ در این سینۀ ما بود، شبی روضهاش بُـرده و با آه مـذابش کردیم بارها خواست که دنـیا بـبـرد ما را از درِ این خانه که هربار جـوابش کردیم آنکه زد طعـنه به احـوالِ پـریشانی ما شَمّهای از تو نوشتـیم و کـبابش کردیم مَلکی خواست که ما را ببرد باغِ بهشت در حرم مانده و با گریه مُجابش کردیم عمر آن نیست که از روز و شب ما رفته گریه کردن به تو را عمر حسابش کردیم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
بهر جارو زدن صحن تو مژگان داریم جـگـر پـاره ز داغ تو به دنـدان داریم مو پـریشان شدۀ زلـف پـریـشان توأیم ما در آشفـتگی عشق تو سامـان داریم منّت از دست طـبـیبان نکـشـیدیم دمی چون به دستان شفابخش تو ایمان داریم جانمان خرج عـزایت نشود میمـیریم ما فقط بین حـسـیـنیه به تن جان داریم همه چـشـمیم، بِنه پا، به خدا دلـتـنگـیم چند یعقوب در این کـلبۀ احـزان داریم ما شنیدیم براتِ حرمت دست رضاست انتـظـار نـظـر از شاه خـراسـان داریم كـرم دست تو بـد جـور گـدا مـیطـلـبد بیسبب نیست اگر میل كـریمان داریم نام تو برده شد و مادرت از راه رسید باز هم شکرِ خـداوند كه مهـمان داریم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
آزاد آن دلیست که این جا اسـیـر شد باید به پـای مِهـرِ شما بود و پـیـر شد در روز رستخـیز سرافکـنده کِی شود هرکس که در حضور شما سر به زیر شد؟ بی مهـرتان کسی به مـقـامی نمیرسد هرکس که بود سائل این در، امیر شد باشد چراغ ظلـمت قـبرش هر آن دلی کز پـرتـو ولای تو روشن ضمـیر شد هر روز پیش چشم به تصویر میکشم سر روی نیزه رفت و تنت غرق تیر شد در حـیـرتـم کـه بـیـن تــمـامـی اولـیـا آقا کـفـن برای تو تـنهـا حـصـیـر شد! مدیون لطف توست «وفایی» و باز هم در محضرت رسیده و مـنتپـذیـر شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
مدح و مناجات با حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
تـا آبـشـار زلـف تو را شب نـوشـتهاند مـا را اسـیـر خـال روی لب نوشـتهاند در اعـتکاف گـیسوی تو سالهای سال مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشتهاند در مـسـجـد الــحــرام خـم ابــروان تـو مـثـل فــرشـتـگـان مـقـرب نـوشـتـهانـد در مـحـضــر نـگــاه الـهــی تــو مــرا در خـیل نـوکـران مـهـذَب نـوشـتـهانـد شبهای جمعه که دل من مست کربلاست از اشـتـیـاق وصـل لـبـالـب نـوشـتهانـد با یک نـگـاه مـادرت ایـنجـا رسیـدهایم ما را دلیست فـاطمهمذهب؛ نوشتهاند: «از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است» مـا را فـدای دلـبـر زیـنـب نـوشـتـهانـد من را که بی قرار حرم میکنی بس است اصلا مرا غبار حرم میکنی بس است شرط نزول کوثر رحمت دعای توست اصلاً تـمـام خـلـقـت عـالم برای توست بــالاتـری ز درک تــمــام جـهــانـیــان وقـتی که انـتهـای جهـان ابتدای توست حتی نـداشت روح الامین اذن پَـر زدن آنجـا کـه از ازل اثـر رد پـای تـوسـت بیحـب تو کـسی به سـعـادت نمیرسد رمـز نجـات اهـل زمـانـه ولای توست آسـوده خـاطـران هـیـاهـوی محـشـریم وقتی رضای حضرت حق در رضای توست فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین تنهـا بهـشت اهل ولا، کـربـلای توست در آسـتـانـۀ تو کـسـی نـا امـیـد نـیـست صحن امیر علقـمه، دار الشـفای توست از ابـتـدای صبـح ازل فـضـل میکـنی مـا را گدای دست اباالـفـضـل میکـنی وقـتی که هـسـت دوش نـبی آسـمان تو یـعـنی تـو از پـیـمـبـری و او از آن تو فرزند خویش را به فدای تو کرده است بستهست جان حضرت خاتم به جان تو معـلـوم کـرد نـزد هـمه حـرمـت تو را با بـوسـههـای دم به دمش بر دهـان تو فـرمود هـفـت مـرتـبه تکـبیر عـشق را تـا بـشـنـود تـرنّـم عـشـق از زبـان تـو آوای « من أحـب حـسینا» وزیده است هـر روز پــنـج مـرتـبـه از آسـتـان تـو ما از در حـسـیـنـیـه جـایـی نـمـیرویم هـستـیـم تا هـمیـشه فـقـط در امــان تـو هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق آنـجـا که صبـح مـیگـذرد کـاروان تـو این اشـکها برای دلـم تـوشـه میشود اذن طواف مـرقـد شـشگـوشه میشود حال و هوای قلب من امشب کبوتریست وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست شبهای جمعه عکس حرم زنده میشود تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشریست ما را اسیـر عـشـق تو کرده، تـفـضلت با این حساب کار شما ذره پروریست بـا تـربـت تـو کــام دلـم را گـشـودهانـد آقـا ارادتـم بـه شـمـا ارث مـادریسـت در ماتم تو محفـل اشک است چـشم ما اصلا بنای هیأت ما روضهمحوریست ما سالهاست در غـم تو گـریه میکنیم هـمنـالـه با مـحـرم تو گـریـه میکـنـیـم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
غزل مناجاتی اول مجلس، مدح و مرثیۀ سیدالشهدا علیهالسلام
گل کرده در ردیف غزلهای ما حسین شوری غریب داده به این بیتها حسین زیـبـاتـرین تـغـزّل عـالـم به نـام اوست هرجا که شعـر میشود آغـاز با حسین این واژههـا هـمـیـشه بـرایـم مـقـدّساند زنجیر، طبل، سینهزنی، کـربلا، حسین این کـوچـهها مـسـیـر عـبـور محـرّماند حس کردهاید رد شده از هر کجا حسین؟ حس کـردهاید در وسط روضههای مان ما را چـهقـدر میزنـد آیا صدا حـسین؟ حس کـردهاید تـشـنه که بـاشیم، زودتـر سیـراب میشویم بگـوئیم «یا حسین»؟ آری! حـسین مرهـم هر درد بیدواست دارد برای هر غـم و دردی دوا حـسین یا از سکوت خاک به پا خیز، محـتشم! یا شورشی دوباره برانگیز با حسین... دیگر سکوت میکنم و قطرهقطره اشک شاید مگر ادامـۀ این شعر را حسین ...
: امتیاز
|
























